لغت نامه دهخدا
اوجگاه. [اَ / اُو ] ( اِ مرکب ) جای اوج و بلندی:
دوائر فتاده بر این اوجگاه
ز بیننده پنهان چو تار نگاه.ملاطغرا ( از آنندراج ).
اوجگاه. [اَ / اُو ] ( اِ مرکب ) جای اوج و بلندی:
دوائر فتاده بر این اوجگاه
ز بیننده پنهان چو تار نگاه.ملاطغرا ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ریزد بر اوجگاه عروجش عقاب پر بازد زاهتز از هیوطش هما قرار
💡 نازم به طرز هند، که در اوجگاه حسن چون ماه و آفتاب، بتان را نقاب نیست