اوج یا حضیض

مترادف‌ها

اوج یا سقوط، بالا یا پایین

فرهنگستان زبان و ادب

{apsis, apse} [نجوم] نقاطی در مدار بیضوی جِرمی به دور جِرم دیگر، هنگامی که آن دو در دورترین یا نزدیک ترین فاصله نسبت به هم باشند

ویکی واژه

نقاطی در مدار بیضوی جِرمی به دور جِرم دیگر، هنگامی که آن دو در دورترین یا نزدیک‏ترین فاصله نسبت به هم باشند.

جمله سازی با اوج یا حضیض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سرعت مداری می‌تواند اشاره به میانگین سرعت در تکمیل یک دور مدار کامل، یا برای بیان سرعت در یک نقطهٔ ویژه مثلاً نقاط اوج یا حضیض به‌کار رود.

💡 زندگی انسان همواره مانند چرخه‌ای از فراز و نشیب است که در آن فرد ممکن است در اوج موفقیت یا در حضیض ناامیدی و شکست قرار گیرد.

💡 تحلیلگران اقتصادی معتقدند که بازارهای مالی همواره در حال نوسان هستند و دوره‌های اوج رشد اقتصادی بلافاصله با دوره‌های حضیض و رکود شدید همراه خواهند بود.

💡 در مدیریت بحران، بسیار حیاتی است که مدیران حتی در زمان اوج قدرت نیز آمادگی مقابله با لحظات حضیض و سقوط ناگهانی را در خود داشته باشند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران