اهل نفاق

لغت نامه دهخدا

اهل نفاق. [ اَ ل ِ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ریاکار. منافق. دوروی. مرائی.

فرهنگ فارسی

ریا کار. منافق

جمله سازی با اهل نفاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دور باش ای خواجه از اهل نفاق در جهنم دان منافق را وثاق

💡 می‌کند دل را مکدر، صحبت اهل نفاق با دورویان جهان، آیینه یارب چون کند؟!

💡 صفای سینه ز اهل نفاق چشم مدار شب سیاه درونان سحر نمی دارد

💡 پس سپاهی اندکی بی این نفر به که با اهل نفاق آید حشر

💡 کم نگشتند ز همسایگی ام اهل نفاق مگر آن سال که افتاد وبا در کشمیر

💡 شد از پیکر زشت اهل نفاق پر از کشته بازار تا پیش طاق

هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز