اهل معنی

لغت نامه دهخدا

اهل معنی. [ اَ ل ِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مقابل اهل صورت و ظاهر. اهل حقیقت. آنکه به معنی و باطن توجه دارد: اهل معنی همه یکجا جمعند.

فرهنگ فارسی

مقابل اهل صورت و ظاهر

جمله سازی با اهل معنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که تا به واسطهٔ حس ز اهل معنی گشت به قدر مرتبهٔ خویش جان معنی دان

💡 چه خواهد اهل معنی زان عبارت که سوی چشم و لب دارد اشارت

💡 مکن جز اهل معنی را تواضع که خوش گفت آنکه کرد این بیت انشا

💡 کشتّی اهل معنی برخشک مانده بود لیکن سخای دست تو فریاد آن رسید

💡 به زمره‌ای سر و کار است اهل معنی را نه از رسوم سخن با خبر نه از آداب

💡 علم معنی نی شد و آواز کرد اهل معنی را بخود همراز کرد

انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز