اهل مروت

لغت نامه دهخدا

اهل مروت.[ اَ ل ِ م ُ رُوْ وَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جوانمرد. باگذشت. بامروت: آنکه به خمول راضی گردد... نزدیک اهل مروت وزنی نیارد. ( کلیله و دمنه ).

فرهنگ فارسی

جوانمرد. با گذشت

جمله سازی با اهل مروت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جود ذاتی بس که از اهل مروت برده اند می ستاند گردم آبی دهد عمان به ابر

💡 صائب این با که توان گفت که با چندین درد خبر از ما یکی از اهل مروت نگرفت

💡 هزار اهل مروت در آمدند از پای که هیچ سست قدم را نرفت پای از جای

💡 نیست ممکن نیم بسمل عشق بگذارد مرا می‌کنند اهل مروت زود احسان را تمام

💡 ز مال و منصب دنیا جز این نمی‌ماند میان اهل مروت که یاد باد فلان

💡 ز مال و منصب دنیا جزین نمی‌ماند میان اهل مروت که «یاد باد فلان»

اژدر یعنی چه؟
اژدر یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز