اهل خانه

لغت نامه دهخدا

اهل خانه. [ اَ ل ِ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ساکنان خانه. اهل بیت: پیش از آنکه با اهل خانه سخنی گوید اهل او به مصلحتی در گنجینه درآمد. ( انیس الطالبین ص 147 ). || به کنایه، زن. زوجه.( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به اهل بیت شود.

فرهنگ فارسی

ساکنان خانه. اهل بیت

جمله سازی با اهل خانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (به معنی: وارد آوردن آزار/آسیب/توهین/ستم فیزیکی توسط یکی از اعضای خانواده یا اهل خانه به عضو دیگر؛ همچنین: روالی تکرارشده یا عادتی/خویی/ریشه‌دار از چنین رفتاری.)

💡 سلام كردن شخص به اهل خانه است، وقتى كه به خانه وارد مى شود، و جواب سلاماهل خانه به او است، زيرا همين سلام و عليك، سلام بر خودتان است.

💡 امام صادق (ع ) فرمود: در خانه اى كه خوانندگى (غناء) مى شود، ازنزول بلاهاى دردناك ايمن نيست و دعا مستجاب نمى شود و فرشتگاننازل نمى شوند و خداى متعال از اهل خانه اعراض نموده و روى رحمت برگردانيده است. (194)

💡 پرسیدند که سید صلی الله علیه و سلم گفت: خدای دشمن دارد اهل خانه ای که در وی گوشت بسیار خورند.

💡 186 نزول بلاى دردناك امام صادق (ع ) فرمود: در خانه اى كه خوانندگى (غناء) مى شود، ازنزول بلاهاى دردناك ايمن نيست و دعا مستجاب نمى شود و فرشتگاننازل نمى شوند و خداى متعال از اهل خانه اعراض نموده و روى رحمت برگردانيده است. (194)

💡 درآن حال در آن روزن به او رسانیدند. اهل خانه بیامدند، وی را دیدند نشسته و چیزی می‌خورد. گفتند: این از کجا آوردی؟

قه یعنی چه؟
قه یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز