اهطاع

لغت نامه دهخدا

اهطاع. [ اِ ]( ع مص ) گردن راست دراز کردن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). راست دراز کردن گردن. ( ناظم الاطباء ). || سر فرودآوردن. || تیز دویدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بشتافتن. ( المصادر زوزنی ). شتافتن. ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ).

جمله سازی با اهطاع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در اين جمله طمع به داخل شدن در بهشت را به يك يك كفار نسبت داده، نه به جماعت آنان،و نفرموده: (ايطمعون ان يدخلوا - آيا طمع دارند كهداخل شوند؟) ولى مساءله اهطاع را به همه نسبت داد و فرمود: (مهطعين )، و اين بدانجهت بوده كه طمع در سعادت و رستگارى وقتى نافع است كه دردل فرد طمع كار پيدا شود و او را وادار كند به ايمان وعمل صالح، نه طمع قائم به ج: 20 ص: 30

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران