«انفسی» صفتی نسبی است که به معنای مربوط به عالم ارواح و باطن انسان به کار میرود. این واژه در متون قدیمی برای توصیف مسائل ذهنی، روحی و درونی انسان استفاده شده است. «انفسی» مقابل «آفاقی» است که به عالم ظاهری، دنیای جسمانی و مادی اشاره دارد. در فلسفه و عرفان، امور انفسی به آنچه مربوط به ذهن، روح و باطن انسان است گفته میشود و با امور عینی و خارجی تفاوت دارد. این واژه در لغتنامههای کلاسیک مانند غیاث اللغات و آنندراج آمده و کاربرد آن در متون علمی، فلسفی و عرفانی رایج بوده است. «انفسی» میتواند به حالات درونی، تفکرات، احساسات و امور روحی انسان نیز اطلاق شود. استفاده از این صفت به نویسنده یا متفکر امکان میدهد تا مسائل معنوی و روحی را از امور مادی و جسمی جدا کند.
انفسی
لغت نامه دهخدا
انفسی. [ اَ ف ُ ] ( ص نسبی ) مراد عالم ارواح و عالم باطنی است. و مقابل آن آفاقی، عالم ظاهری و عالم اجسام است که دنیا باشد. ( ازغیاث اللغات ) ( از آنندراج ). ذهنی. مقابل عینی. و رجوع به انفس و آفاق شود.
فرهنگ فارسی
مراد عالم ارواح و عالم بطنی است ٠ و مقابل آن آفاقی عالم ظاهری و عالم اجسام است که دنیا باشد ٠
جمله سازی با انفسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قطع کرده ز بدو تا انجام راه آفاق و انفسی به دو گام
💡 اثر موجدی و خلاقی دایم است انفسی و آفاقی