اندران

لغت نامه دهخدا

اندران. [ اَ دَ ] ( اِ ) صمغ درختی است که صمغ طرتوث ( ظ: طرثوث ) گویند در عربی اشق و اشج گویند. مفتح سده جگر و دافع سنگ مثانه و صلابت طحال و به وجع مفاصل و عرق النساء و صرع نافع است. ( از شعوری ج 1 ورق 123 ب ). اشق. ( فرهنگ فارسی معین ). یک نوع صمغی زفت مانند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به طرثوث شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) اشق

جمله سازی با اندران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون دیده و دل من گشتند فتنهٔ تو آب اندران فگندی آتش از آن نهادی

💡 چو او برخاست زانجا با عدم شد چه افزود اندران کوه و چه کم شد

💡 بیاراست جشنی که خورشید و ماه نظاره شدند اندران بزمگاه

💡 همه شهر خاور خرابی از اوست بجوی اندران خون و آبی از اوست

💡 ز هول تیر سواران تیر قد عدو شدند گوژ و نوان اندران بسان کمان

💡 چشم ره بین اندران حیران شده هم ز دیده روی او تیره شده

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز