لغت نامه دهخدا
انداینده. [اَ ی َ دَ / دِ ] ( نف ) کاهگل کننده. اندودکننده. ( فرهنگ فارسی معین ). طاین. ( یادداشت مؤلف ):
با گل انداینده اسگالیده گل
دستکاری می کند پنهان ز دل.مولوی.|| زراندود کننده. ( فرهنگ فارسی معین ).
انداینده. [اَ ی َ دَ / دِ ] ( نف ) کاهگل کننده. اندودکننده. ( فرهنگ فارسی معین ). طاین. ( یادداشت مؤلف ):
با گل انداینده اسگالیده گل
دستکاری می کند پنهان ز دل.مولوی.|| زراندود کننده. ( فرهنگ فارسی معین ).
اندودکننده، کاهگل کننده.
(اسم. انداییدن اندودن ) ۱ - اندود کننده کاهگل کننده. ۲ - زراندود کننده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با گل انداینده اسگالید گل دست کاری میکند پنهان ز دل