لغت نامه دهخدا
انداس.[ اَ ] ( اِ ) قیاس. || مقیاس. || حدس و تخمین. || شمار. ( ناظم الاطباء ).
انداس. [ اَ ] ( ع ص ) بی ترس و شجاع و زیرک. ( ناظم الاطباء ).
انداس.[ اَ ] ( اِ ) قیاس. || مقیاس. || حدس و تخمین. || شمار. ( ناظم الاطباء ).
انداس. [ اَ ] ( ع ص ) بی ترس و شجاع و زیرک. ( ناظم الاطباء ).
💡 وی بابت هنرنماییهایش، برندهٔ جوایزی همچون جایزه گویا، جایزه انداس، جایزهٔ بهترین هنرپیشهٔ زنِ جشنواره بینالمللی فیلم مونترآل و جایزهٔ جشنواره بینالمللی فیلم وایادولید شده است.
💡 وی همچنین برندهٔ جوایزی همچون جایزه انداس شدهاست.
💡 وی بابت نقشآفرینیهایش برندهٔ جوایزی همچون جایزه انداس شدهاست.