لغت نامه دهخدا
امضا کننده. [ اِ ک ُ ن َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) کسی که امضا می کند. و رجوع به امضا شود.
امضا کننده. [ اِ ک ُ ن َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) کسی که امضا می کند. و رجوع به امضا شود.
کسی که امضا می کند.
{signatory} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] شخصی که متن را امضا می کند
💡 حتی نزدیکان خاخام یوسف شالوم الیاشیف، خاخام برجسته ارتدوکسهای در اسرائیل، که امضا کننده به نفع تفکیک اتوبوس است، به رسانهها اعلام میکنند که با جدایی اجباری مخالفند.
💡 اسماعیل خطیب وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی پس از انتشار این بیانیه، هنرمندان و سینماگران امضا کننده را «فتنهانگیزان و بیانیهنویسان داخلی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران» نامید و خطاب بهآنها هشدار داد و گفت: «راه به جایی نخواهید برد!»
💡 دیگر کارهای دبیرخانه، پشتیبانی از جلسههای کمیته حفاظت از محیط زیست، بهبود پیوند بین کشورهای امضا کننده سیستم پیمان جنوبگان، و همچنین ترکیب و ذخیره و توزیع اطلاعاتی مانند پیشینه نشست شورای پیمان جنوبگان و کمیته حفاظت از محیط زیست میشود.
💡 هفتهنامه فرانسوی نوول اوبزرواتور نوشت: خسروداد به پادگان کرمان رفت و بعد توسط عباس قرهباغی رئیس ستاد کل ارتش به جلسه شورای عالی نظامی دعوت شد و در این جلسه شرکت کرد و جزو افراد امضا کننده اعلامیه بیطرفی ارتش شد.