دار کیسه

لغت نامه دهخدا

دارکیسه. [ س َ / س ِ ] ( اِ مرکب ) کیسه ای که هنگام خزان بر میوه درختان پوشانند تا برای زمستان بماند. || کیسه مانندی که از درخت معروف پشه دار بوجود می آید و درون آن پر از پشه است. ( برهان ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) کیسه مانندی است که در بعضی درختان بهم میرسد و درون آن پر از پشه می باشد.

جمله سازی با دار کیسه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یعنی یک مهره از کیسه بیرون کشیده و پس از بررسی آن را دور می‌اندازیم:

💡 چو شبنم باغبان از چشم خود می داد آب من بسان غنچه گل کیسه پل بود در دستم

💡 کاسه ام از می چوخالی گشت و از زر کیسه ام هفته ای نگذشته دیدم دارد آن مه سرگران

💡 سیتوسپورا سرده‌ای از قارچ‌های کیسه‌ای است. گونه‌های سیتوسپورا در گیاه‌پزشکی به عنوان عامل بیماری‌زا شناخته می‌شوند.

💡 وجه خود در ره می نه که نباشد غم دزد هر که را کیسه تهی از زر و سیم افتاده ست

💡 استالر، ایلونا؛ ریکاردو شیچی (۱۹۹۲). سیچیولینا کیسه‌ها شابک ۳-۸۲۲۸-۹۷۶۱-۲. آلبوم بزرگ ایتالیایی، آلمانی، انگلیسی و فرانسوی

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز