امضا کننده

مترادف‌ها

امضاکننده

لغت نامه دهخدا

امضا کننده. [ اِ ک ُ ن َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) کسی که امضا می کند. و رجوع به امضا شود.

فرهنگ فارسی

کسی که امضا می کند.

فرهنگستان زبان و ادب

{signatory} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] شخصی که متن را امضا می کند

جمله سازی با امضا کننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حتی نزدیکان خاخام یوسف شالوم الیاشیف، خاخام برجسته ارتدوکس‌های در اسرائیل، که امضا کننده به نفع تفکیک اتوبوس است، به رسانه‌ها اعلام می‌کنند که با جدایی اجباری مخالفند.

💡 دیگر کارهای دبیرخانه، پشتیبانی از جلسه‌های کمیته حفاظت از محیط زیست، بهبود پیوند بین کشورهای امضا کننده سیستم پیمان جنوبگان، و همچنین ترکیب و ذخیره و توزیع اطلاعاتی مانند پیشینه نشست شورای پیمان جنوبگان و کمیته حفاظت از محیط زیست می‌شود.

💡 هفته‌نامه فرانسوی نوول اوبزرواتور نوشت: خسروداد به پادگان کرمان رفت و بعد توسط عباس قره‌باغی رئیس ستاد کل ارتش به جلسه شورای عالی نظامی دعوت شد و در این جلسه شرکت کرد و جزو افراد امضا کننده اعلامیه بی‌طرفی ارتش شد.

💡 هر امضا کننده باید پیش از نهایی کردن قرارداد، تمام بندهای حقوقی و تعهدات موجود در متن سند را با دقت بسیار زیاد مطالعه نماید.

💡 در این قرارداد رسمی، امضا کننده اصلی مسئولیت تمامی پیامدهای قانونی ناشی از عدم رعایت شرایط تعیین شده در متن توافقنامه را بر عهده دارد.

💡 لیست تمام امضا کننده های حضور یافته در جلسه امضای قرارداد به صورت دقیق در صورت‌جلسه رسمی سازمان ثبت و نگهداری می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران