ام عیسی
لغت نامه دهخدا
ام عیسی. [ اُم ْ م ِ سا ] ( ع اِ مرکب ) زرافه. ( از المرصع ).
ام عیسی. [ اُم ْ م ِ سا ] ( اِخ ) دختر ابراهیم بن اسحاق حربی. زنی عالم و فقیه و صاحب فتوی بوده و به سال 328 هَ.ق. در بغداد درگذشته است. ( از ریحانة الادب ج 6 ص 229 ).و رجوع بتاریخ بغداد و قاموس الاعلام ج 2 ص 1037 شود.
ام عیسی. [ اُم ْ م ِ سا ] ( اِخ ) دختر جزار. از زنان صحابی بوده. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 264 شود.
ام عیسی. [ اُم ْ م ِ سا ] ( اِخ ) دختر هادی و زن مأمون خلیفه عباسی بود ( از الوزراء و الکتاب ص 237 ) ( عقدالفرید ) ( عیون الاخبار ).
فرهنگ فارسی
دختر هادی و زن مامون خلیفه عباسی بود.
جمله سازی با ام عیسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اسم المحصی ز دیوان عطارد خوانده ام عیسی مریم در آنجا میر دیوان یافتم