ام هشام

لغت نامه دهخدا

ام هشام. [اُم ْ م ِ هَِ ] ( اِخ ) دختر حارثةبن نعمان انصاری. اززنان صحابی بوده، و او را ام هاشم نیز گفته اند. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 287 و 288 شود.
ام هشام. [ اُم ْ م ِ هَِ ] ( اِخ ) دختر هشام بن اسماعیل و مادر هشام بن عبدالملک خلیفه اموی بود. ( از مجمل التواریخ و القصص ص 310 ).

فرهنگ فارسی

دختر هشام بن اسمعیل و مادر هشام بن عبدالملک خلیفه اموی بود.

جمله سازی با ام هشام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (طاووس يمانى ) يكى از ياران حضرت على (ع ) را يافتند و نزد هشام بردند. طاووسوقتى كه به مجلس هشام رسيد نعلين خود را از پا در آورد و گفت:

💡 خالد گفت: من حرفى ندارم امّا خليفه هشام بن عبدالملك به اين كار راضى نيست.

💡 O هشام بن حَكَم از امام صادق عليه السلام پرسيد: دليل يكتايى خداوند چيست ؟ حضرت فرمود: ((اتصال التدبير وتمام الصنع كما قال اللّه عزّوجلّ: (لوكان فيهما... ))) پيوستگى و انسجام تدبير جهان وكامل بودن آفرينش، دليل وحدانيّت اوست.(690)

💡 9) ابن هشام، السيرة النبوبه، ج 1، ص 25، ابن اثير،الكامل فى التاريخ، ج 2، ص 47

💡 وی را گفت: ای سالم، چیزی از من بخواه. گفت: از خداوند شرمم آید که در خانه ی او از دیگری چیزی خواهم. پس از آن، هنگامی که سالم بیرون شد، هشام نیز در پی وی برفت و وی را دوباره گفت: اکنون از من چیزی بخواه.

💡 امام هفتم حضرت موسى بن جعفر (ع ) فرمود اى هشام تكلم كنندگان سه طايفه اند:

چموش یعنی چه؟
چموش یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز