الیاء
لغت نامه دهخدا
الیاء. [ اِل ْ ] ( ع مص )درنگ کردن و پس ماندن. یقال: الیأت الناقة؛ ای ابطأت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
الیاء. [ اَل ْ ] ( ع ص ) مؤنث اَلیان، بمعنی بزرگ سرین و دنبه آور و بزرگ دنبه. ج، اَلایا. ( از اقرب الموارد ).
الیاء. [ اِ ] ( اِخ ) رجوع به الیا و ایلیا و بیت المقدس شود.
جمله سازی با الیاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یَصْلی سَعِیراً یدخل جهنّم، قرأ ابو جعفر و ابو عمرو و یعقوب و عاصم و حمزة: «یصلی» بفتح الیاء بالتّخفیف کقوله: «یَصْلَی النَّارَ الْکُبْری». و قرأ الآخرون بضمّ الیاء و فتح الصّاد و تشدید اللّام، کقوله: «و تصلیة» و کقوله: «ثُمَّ الْجَحِیمَ صَلُّوهُ».