العجب
مترادفها
تعجب، شگفتی، حیرت
متضادها
تواضع
لغت نامه دهخدا
العجب. [اَ ع َ ج َ ] ( ع صوت ) شگفتا. ای شگفت. ای عجب. واه. واهاً. رجوع به عجب شود.
فرهنگ فارسی
شگفتا. ای شگفت
جمله سازی با العجب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ورگفتآری چون دو لب منسوخ سازی العجب رسم فصاحت از عرب، طرز ملاحت از عجم
💡 عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد بو العجب من عاشق این هر دو ضد
💡 بو العجب ماهی که سرو و عرعر و شام و سحر می کند زان روی و زلف و چهره و بالا پدید
💡 کی عجب باشد که نالد عاشقی از اشتیاق العجب ثم العجب فی هجره ممن صبر
💡 قدر بو العجب بازیی کرد پیدا که در وی بس لطفها بود مضمر
💡 درد دین خود بو العجب دردیست کاندر وی چو شمع چون شوی بیمار بهتر گردی از گردن زدن
💡 در متون عرفانی و اخلاقی، مفهوم العجب به معنای خودپسندی و غرور نسبت به اعمال نیک است که میتواند باعث از بین رفتن پاداشهای معنوی در مسیر زندگی شود.
💡 بسیاری از بزرگان صوفیه معتقدند که گرفتار شدن در دام العجب، مانعی بزرگ بر سر راه رسیدن به کمال و حقیقت در مسیر سلوک و معنویت است.
💡 او با وجود تمام تلاشهای خیرخواهانه، همواره از گرفتار شدن در حس العجب و خودشیفتگی به شدت میترسید و در تمام دعاهایش از خداوند پناه میطلبید.