الحلقوم
مترادفها
گلو، حنجره، گلوگاه
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی سَائِغٌ: گوارا - راحت الحلقوم (سائغ اسم فاعل از سوغ است، گفته میشود: ساغ الطعام و الشراب - غذا و شراب روان شد و این را وقتی گویند که شراب (مایعات آشامیدنی ) گوارا باشد، و به آسانی در گلو رود.)
ریشه کلمه:
حلق (۳ بار)حلقم (۱ بار)
گلو. در اقرب گوید: حلقوم به معنی حلق است واو و میم بر آن اضافه شده. پس چرا وقتی جان به گلو رسید و شما در آن وقت نظاره میکنید. این کلمه فقط یکبار در قرآن به کار رفته است.
جمله سازی با الحلقوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مسعود فراستی در خصوص روند بازیگری عطاران و بازیگری او بیان داشتهاست: «عطاران در دوره ای در فیلمهای تلویزیونی اش کمدین بود. هرچه که گذشت کپی بازیهای خودش شد و باعث شد عقب برود. سخیف یعنی کمدی که در ثانیه نه شما را غافلگیر کند، نه تیز باشد، نه اثر موقعیتی و شخصیتی روی شما بگذارد، بلکه یک راحت الحلقوم کمیک باشد که تنها در لحن خلاصه میشود.»
💡 در اين جمله فاعلفعل (بلغت ) حذف شده، چون سياق بر آن دلالت مى كرده، همچنان كه در آيه (فلولا اذا بلغت الحلقوم ) نيز فاعل حذف شده، و در هر دو جمله تقدير كلام (بلغت النفس )است، و كلمه (تراقى ) جمع (ترقوه ) است كه به معناى استخوانهاى اطرافگردن است، كه از طرف چپ و راست گردن را در ميان گرفته اند. و معناى آيه روشن است.
💡 حاجی بادام تو خالی ست و به همین خاطر حاجی بادام یک شیرینی سبک و راحت الحلقوم است.