لغت نامه دهخدا
اقبیل. [ اِ ] ( از ع، اِمص ) اماله اقبال که همین معنی اقبال دارد. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ):
کنونم که در پنجه اقبیل نیست
نمد پیش تیرم کم از بیل نیست.سعدی ( از براهین العجم ).
اقبیل. [ اِ ] ( از ع، اِمص ) اماله اقبال که همین معنی اقبال دارد. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ):
کنونم که در پنجه اقبیل نیست
نمد پیش تیرم کم از بیل نیست.سعدی ( از براهین العجم ).
= اقبال: کنونم که در پنجه اقبیل نیست / نمد پیش تیرم کم از پیل نیست (سعدی: ۱۳۹ ).
اقبیل ( به عربی: أقبیل ) یک شهرداری در الجزایر است که در استان تیزی وزو واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنونم که در پنجه اقبیل نیست نمد پیش تیرم کم از پیل نیست