لغت نامه دهخدا
خلاف کننده. [ خ ِ / خ َ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) آنکه خلاف امری کند که بدان مأمور بوده است، شطوس. ( منتهی الارب ). || تخلف کننده. گناهکار. خاطی.
خلاف کننده. [ خ ِ / خ َ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) آنکه خلاف امری کند که بدان مأمور بوده است، شطوس. ( منتهی الارب ). || تخلف کننده. گناهکار. خاطی.
آنکه خلاف امری کند که بدان مامور بوده است یا تخلف کننده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اولاً حکم جهانمطاع شد آنکه در این وقت شمهای از عواطف بینهایت شاهانه و شر ذمّه از الطاف بیغایت خسروانه شامل حال و کافل آمالی آمان و جمهور رعایا و متوطنین و سکنه بلده نیشابور فرموده از ابتداء چهارماهه سیچقان ئیل دروازهبانی بلده مذکوره را به تخفیف و تصدیق مقرر فرمودیم که من بعد احدی باین علت یک دینار و یکمن بار از کسی خصوصاً از تجار رونده و آینده طلب ننماید و مستوفیان عظام کرام دیوان اعلی این عارفه را دربارهٔ کافه متوطنین الکاء مذکور مخلد و بر دوام دانسته در دفاتر خلود مؤکد به لعنت نامه ثبت نموده از تیول و تیولداران وضع نمایند و من به به تیول عمل ننمایند خلاف کننده آن را مورد سیاست و غضب پادشاهی دانسته در این ابواب غدغن کرده تخلف نورزند و در عهد دانند. تحریراً فی تاریخ رمضان المبارک سنه ۱۰۲۱ ه. ق
💡 اولاً حکم جهانمطاع شد آنکه در این وقت شمهای از عواطف بینهایت شاهانه و شر ذمّه از الطاف بیغایت خسروانه شامل حال و کافل آمالی آمان و جمهور رعایا و متوطنین و سکنه بلده نیشابور فرموده از ابتداء چهارماهه سیچقان ئیل دروازهبانی بلده مذکوره را به تخفیف و تصدیق مقرر فرمودیم که من بعد احدی باین علت یک دینار و یکمن بار از کسی خصوصاً از تجار رونده و آینده طلب ننماید و مستوفیان عظام کرام دیوان اعلی این عارفه را دربارهٔ کافه متوطنین الکاء مذکور مخلد و بر دوام دانسته در دفاتر خلود مؤکد به لعنت نامه ثبت نموده از تیول و تیولداران وضع نمایند و من به به تیول عمل ننمایند خلاف کننده آن را مورد سیاست و غضب پادشاهی دانسته در این ابواب غدغن کرده تخلف نورزند و در عهد دانند. تحریراً فی تاریخ رمضان المبارک سنه ۱۰۲۱ هق.