افسانه خوانی

مترادف‌ها

افسانه‌سرایی، داستان‌سرایی

لغت نامه دهخدا

افسانه خوانی. [ اَ ن َ / ن ِ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) افسانه سرایی. افسانه گفتن. داستان سرائی:
زلیخا چون شنید آن مهربانی
فسون پردازی و افسانه خوانی.جامی ( از ارمغان آصفی ).

جمله سازی با افسانه خوانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فروشندشان بعد از آن همچو یوسف به افسانه خوانی و جادو زبانی

💡 خردنامه زان اختیار من است که افسانه خوانی نه کار من است

💡 دریغ از همدم افسانه خوانی که می باید درین ره نردبانی

💡 چو منکر باشی این افسانه خوانی درین گفتن مرا دیوانه دانی

💡 در جشن‌های سنتی، افسانه خوانی توسط بزرگان قوم می‌تواند باعث انتقال ارزش‌ها و فرهنگ‌های کهن به نسل‌های جوان و حفظ میراث فرهنگی شود.

💡 شب‌های سرد زمستان با نشستن دور آتش و شنیدن افسانه خوانی از زبان پدربزرگ، برای کودکان بسیار هیجان‌انگیز و خاطره‌انگیز خواهد بود.

💡 هنر افسانه خوانی تنها یک سرگرمی ساده نیست، بلکه راهی برای درک عمیق‌تر اسطوره‌ها و داستان‌های نمادین در تمدن‌های مختلف بشری محسوب می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران