افتاب زردی

لغت نامه دهخدا

( آفتاب زردی ) آفتاب زردی. [ زَ ] ( اِ مرکب، ق مرکب ) آفتاب زرد.

فرهنگ معین

( آفتاب زردی ) (زَ ) (اِمر. ) نک آفتاب زرد.

فرهنگ فارسی

( آفتاب زردی ) ( اسم ) ۱ - نزدیک غروب که آفتاب رنگ پریده نماید اصیل ایوار. ۲ - زوال عمر نزدیک مرگ.
آفتاب زرد

جمله سازی با افتاب زردی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بود افتاب زردی کان روز رخ در آمد صبح دو عید بنمود از سایهٔ هلالش