فرهنگ عمید
دگرگون، طور دیگر، جور دیگر: مشیات خلق نگردد دگرگون / قضیات سابق نگردد دگرسان (عبدالواسع جبلی: ۲۹۴ ).
دگرگون، طور دیگر، جور دیگر: مشیات خلق نگردد دگرگون / قضیات سابق نگردد دگرسان (عبدالواسع جبلی: ۲۹۴ ).
دیگرسان، دگرگون، طوردیگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای دل تو ز همنشین دگرسان گردی با هر چه نشینی به صفت آن گردی
💡 بر بیاض برگ گل عمر مرا هر زمان فال دگرسان می زنی
💡 ازآن ترس کاو از تو ترسان بود وگر با تو هزمان دگرسان بود
💡 این همه صورت که اعیان کردهام هر یکی رنگی دگرسان کردهام
💡 مرا جور و جفا و رنج و محنت غمت هردم دگرسان مینماید