لغت نامه دهخدا
اغلظ. [ اَ ل َ ] ( ع ن تف ) درشت تر. ستبرتر. ( آنندراج ). نعت تفضیلی از غلظت. بمعنی ستبرتر. زفت تر. غلیظتر. ( یادداشت بخط مؤلف ): اغلظ المواطی الحصی علی الصفا. ( مجمع الامثال میدانی ذیل اخبث ).
اغلظ. [ اَ ل َ ] ( ع ن تف ) درشت تر. ستبرتر. ( آنندراج ). نعت تفضیلی از غلظت. بمعنی ستبرتر. زفت تر. غلیظتر. ( یادداشت بخط مؤلف ): اغلظ المواطی الحصی علی الصفا. ( مجمع الامثال میدانی ذیل اخبث ).
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
غلظ (۱۳ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آثار آوردهاند که ربّ العزّة گفت: یا موسی ما افظک و اغلظ قلبک استغاث بک سبعین مرة فلم تغثه، امّا و عزّتی و جلالی لو استغاث بی مرّة لاغثته.