لغت نامه دهخدا
اصلاح سر. [ اِ ح ِ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تراشیدن یا زدن و کوتاه کردن و پیراستن موی سر. رجوع به اصلاح و اصلاح کردن شود.
اصلاح سر. [ اِ ح ِ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تراشیدن یا زدن و کوتاه کردن و پیراستن موی سر. رجوع به اصلاح و اصلاح کردن شود.
تراشیدن یا زدن و کوتاه کردن و پیراستن موی سر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اکنون ممکن است یک نفر به دلیل یک تخطی کوچک در شیوه دیکته پوشیدن لباس و اصلاح سر و صورت یا به دلیل داشتن ریش بازداشت شود. کفش پاشنهبلند برای دختران دانشجو ممنوع است. اینترنت و گفتگوهای تلفنی تحت کنترل شدید است و به بسیاری از شبکههای اجتماعی میشود تنها با استفاده از فیلترشکن وارد شد.
💡 تیغ به هر ابزار یا بخشی از یک ابزار، جنگافزار یا دستگاه گفته میشود که دارای یک لبهٔ تیز برای بریدن، قطعکردن یا ایجادِ شکاف است. از شمشیر، خنجر و کارد میتوان بهعنوان انواعی از تیغ نام برد. امروزه به وسیلهای که پیرایشگران برای اصلاح سر و مو از ته استفاده میکنند نیز گفته میشود.