اصل و نسب که در زبان فارسی به معنای نژاد، تبار، گوهر و خاندان به کار میرود، یکی از مفاهیم بنیادین در حوزه هویت فردی و اجتماعی است. این اصطلاح عمیقاً با مفهوم ریشهداری و اصالت پیوند خورده و تذکر میدهد که هر فردی دارای یک سلسله مراتب اجدادی و خونی است که گذشتهی او را شکل داده است. در ادبیات و فرهنگ ایرانی، توجه به اصل و نسب همواره محوری بوده و معیار سنجش منزلت و اعتبار اجتماعی افراد در بسیاری از ادوار تاریخی محسوب میشده است؛ از این رو، این واژه صرفاً به بعد بیولوژیکی محدود نمیشود، بلکه بار معنایی مرتبط با میراث فرهنگی و اجتماعی را نیز با خود حمل میکند.
گسترش این مفهوم فراتر از ثبت سلسله مراتب افراد در یک شجرهنامه است. این مفهوم به جوهره و گوهر ذاتی یک فرد اشاره دارد که ریشه در صفات نیکوی نیاکان و تربیت خانوادگی دارد. در ادبیات کلاسیک، شاعران و نویسندگان از این ترکیب برای تأکید بر شرافت ذاتی و کمالات اخلاقی بهره بردهاند؛ چنانکه فردی با اصل و نسب والا، انتظار میرود که در رفتار و گفتار، مظهر فضیلت و نجابت باشد. این نگرش نشان میدهد که اصالت تنها وراثت ژنتیکی نیست، بلکه شامل ارزشهایی است که در بستر خانواده و محیط رشد منتقل شده و شخصیت فرد را بنیان مینهد.