اصحاب جبر
لغت نامه دهخدا
اصحاب جبر. [ اَ ب ِ ج َ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پیروان مذهب فلسفی جبر. جبریة. جبریان. جبریون، در مقابل قدریون:
از پی احیاء شرع و معرفت کردی جدا
تیرگی زاصحاب جبر و خیرگی زاهل قدر.سنایی.و رجوع به جبر و جبری و جبریون و جبریان و جبریة و ملل و نحل شهرستانی چ مطبعه حجازی قاهره ج 1 ص 112 شود.
فرهنگ فارسی
پیروان مذهب فلسفی جبر جبریه جبریان جبریون در مقابل قدریون.
جمله سازی با اصحاب جبر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از پی احیاء شرع و معرفت کردی جدا تیرگی ز اصحاب جبر و خیرگی ز اهل قدر
💡 در مباحث کلامی قرون وسطی، اصحاب جبر معتقد بودند که انسان فاقد اراده آزاد است و تمام اعمال او از پیش توسط خداوند مقدر شده است.
💡 بحثهای طولانی میان اصحاب جبر و معتزله در مورد مسئله تقدیر و اختیار، یکی از چالشبرانگیزترین مباحث فلسفی در تاریخ اندیشه اسلامی بوده است.
💡 برخی متکلمان با نقد دیدگاههای اصحاب جبر، سعی داشتند بر اهمیت مسئولیتپذیری فردی و نقش اراده انسان در تعیین سرنوشت خود تأکید و اثبات نمایند.