اشرف خان
لغت نامه دهخدا
اشرف خان. [ اَ رَ ] ( اِخ ) محمداصغر. یکی از شعرای هندوستان و اصلاً از اهالی و سادات مشهد بود که به کشور مزبور هجرت کرد و سمت منشی گری اکبرشاه را بدست آورد. چند منظومه بسرود و بسال 983 هَ. ق. درگذشت. ( قاموس الاعلام ).
اشرف خان. [ اَ رَ ] ( اِخ ) میرزا محمد. یکی از رجال شاهجهان و شاه عالمگیر بود و بسال 1097 هَ. ق. درگذشت. ( قاموس الاعلام ).
فرهنگ فارسی
محمد اصغر یکی از شعرای هندوستان و اصلا از اهالی و سادات مشهد بود که بکشور مزبور هجرت کرد و سمت منشی گری اکبر شاهرا بدست آورد چند منظومه بسرود و بسال ۹۸۳ در گذشت.
جمله سازی با اشرف خان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اشرف افغان رهبر هوتکیان که با تصرف اصفهان تاج و تخت ایران را به دست گرفته بود، سفیر خود به نام عبدالعزیز خان را در ٢ ژوئن ١٧٢۵ به استانبول فرستاد تا با عثمانیها صلح کند. سفیر که در ٢۵ ژانویه ١٧٢۶ وارد پایتخت عثمانی شد، سه نامه آورد: نامه اشرف خان خواستار عقب نشینی عثمانیها از سرزمین های تسخیر شده ایران شد، در نامه صالح خان صدراعظم اشرف پیشنهاد تعیین مرز میشود و نامه سوم که به امضای ١٩ تن از علمای افغان رسیده بود، از جنگ بین عثمانیها و افغانها که سنی مذهب بودند، انتقاد میکرد.
💡 برخی از سخنوران پیرو سبک خوشحال، و شاملشده در مکتب ادبی وی، عبارتند از: اشرف خان هجری، سکندرخان ختک، صدرخان ختک، و عبدالقادر خان ختک.