اشتیاق داشتن

لغت نامه دهخدا

اشتیاق داشتن. [ اِ ت َ ] ( مص مرکب ) شیفته ٔدیدار کسی یا چیزی بودن. میل و رغبت بسیار داشتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) میل و رغبت داشتن به شیفت. دیدار و وصول کسی یا چیزی بودن.

جمله سازی با اشتیاق داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برای رهایی از عوارض این سانحه دانکن چندین ماه را با خواهر و برادرش در کورفو گذراند. سپس برای مدتی با النورا دوزه بازیگر ایتالیایی در ملکی ساحلی در ویارجو رفت. دوزه به تازگی رابطه‌اش با لیندا پولتی جوان، یک فمینیست عصیانگر همجنسگرا، به پایان برده بود. همین امر به شایعاتی دامن زد که واقعیت رابطه این دو زن را جنسی می‌دانستند. هیج مدرکی برای اثبات این شایعات به دست نیامد. دانکن در اتوبیوگرافی خود آورده که در آن دوران در حالیکه در اشتیاق داشتن بچه می‌سوخته، به یک جوان ایتالیایی غریبه، رومانو رومانلی مجسمه ساز، التماس کرده بود با او بخوابد. دانکن پس از مرگ فرزندانش باز حامله شد. اما نوزاد پسر تنها برای چند ساعت زنده ماند.