لغت نامه دهخدا
اشتربچه. [ اُ ت ُ ب َچ ْ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) شترکره. کره شتر. بَوّ.
اشتربچه. [ اُ ت ُ ب َچ ْ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) شترکره. کره شتر. بَوّ.
( اسم ) شتر بچه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و باز چون ده دیگر بیفزاید سی و پنج اشتر داشته باشد اشتر بچه شیر خواره واجب شود و آن دلیل امامست که از اساس فایده همی گیرد که مادر نفسانی اوست و شیر دلیل تاویل است.