لغت نامه دهخدا
اسکندانی. [ اِ ک َ ] ( اِ ) قسمی سنگ شفاف که از آن نگین و گوشوار و مانند آن کنند.
اسکندانی. [ اِ ک َ ] ( اِ ) قسمی سنگ شفاف که از آن نگین و گوشوار و مانند آن کنند.
از مردم اسکندان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رمانهای جین آستن در طی سالیان توسط مترجمان متفاوتی ترجمه و توسط ناشران گوناگونی چاپ شده است که از آن جمله میتوان جمشید اسکندانی (نشر ثالث) و رضا رضایی (نشر نی) را نام برد.
💡 علیاکبر اسکندانی (درگذشته در ۲۹ مرداد ۱۳۲۴، گنبد کاووس) از جمله افسرانی بود که رهبری واقعه معروف به قیام افسران خراسان را بر عهده داشت و در جریان سرکوب این قیام کشته شد.