لغت نامه دهخدا
اسهال خونی. [ اِ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ذوسنطاریا. ( ذخیره خوارزمشاهی ). دل پیچه. سحج. اسهال دموی. پیچاک.
اسهال خونی. [ اِ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ذوسنطاریا. ( ذخیره خوارزمشاهی ). دل پیچه. سحج. اسهال دموی. پیچاک.
دل پیچه سحج اسهال دموی پیچاک
رجوع شود به:دیسانتری
💡 در کشورهای گوناگون از برگها و پوست درخت لوز به شکل گستردهای در پزشکی سنتی بهره میبرند. در تایوان برگهای افتاده درخت را در درمان بیماریهای جگر مؤثر میدانند و در سورینام برای درمان اسهال و اسهال خونی، برگهای لوز را مانند چای دم میکنند و میخورند.
💡 علایم هشدار عبارتند از: تب، اسهال خونی، و بالا بودن شمار گلبولهای سفید که میتوانند مطرحکننده عفونت یا دیورتیکولیت باشند. درمان عبارت است از: داروهای خوراکی، انما، شیاف، و خارج کردن با دست. مصرف خوراکی پلی اتیلن گلیکول به اضافه یک محلول الکترولیتی با میزان پاسخدهی ۸۹ همراه است.
💡 تتراسایکلینها همچنین علیه انگلهای یوکاریوتی خاص، از جمله آنهایی که مسئول بیماریهایی مانند اسهال خونی ناشی از آمیب، مالاریا (یک پلاسمودیوم) و بالانتیدازیس (یک مژکدار) هستند، فعالیت دارند.
💡 افرادی که دچار فشار خون بالا، بیماری قلبی، تومور مغزی، سرگیجه، زخم معده و روده، بیماری آب سیاه یا سبز چشم، اسهال خونی، یا اسهال هستند نباید این تمرین را انجام دهند.
💡 ساخت این بیمارستان در ۱۷ مه ۱۶۰۷ میلادی به دستورِ هانری چهارم فرانسه آغاز شد تا از تراکم و فشارِ کاریِ بیمارستان اوتل-دیو در دوران اپیدمی طاعون کاسته شود. وی این مرکز درمانی را به یادِ لوئی نهم که در اثر اسهال خونی منتشر و کشنده در تونس درگذشته بود «سن لویی» نام نهاد.
💡 تب، تهوع، استفراغ، تعرق شدید، دردهای شکمی، اسهال ساده، اسهال خونی، تپش قلب، بلع دردناک، بیحالی، لاغری شدید، تورم شدید دست و پا و کاهش فشار خون از نشانههای ابتلا به این بیماری به شمار میروند.