اسمت

لغت نامه دهخدا

اسمت. [ اِ م ِ ] ( اِخ ) گویند نام بیابانی است. بعضی گویند نام مکان بی آب و علفی است. ( مراصد ).

جمله سازی با اسمت

💡 اگر خود همین صورتی چون طلسم بمیری و اسمت بمیرد چو جسم

💡 شد لایزال اسم تو و لم یزل صفت اسمت ترقی است نه اسم تنزلات

💡 ژان فیلیپ اسمت در ۱۵ ژوئن ۱۹۴۳ در منطقه ۹ پاریس از پدری بلژیکی به نام لئون اسمت و مادری فرانسوی به نام هوگت اوژنی پیرت کلرک به دنیا آمد. لئون اسمت که به عنوان مجری کلوپ شبانه کار می کرد، چند ماه بعد همسر و پسرش را ترک کرد. کلرک حرفه مدلینگ را آغاز کرد و باعث شد وقت کمتری برای پسرش بماند. هالیدی خاله خود، هلن مار، بزرگ شد و نام هنری خود را از پسر عمو خود از اوکلاهاما، به نام لی هالیدی گرفت.

💡 ده و دو بروج است یک حد اسمت فلک حلقه در گوش دو میم نامت

💡 رفع اسمت زود فتح جان شود کسر رسمت ناصب ایمان شود

💡 ای ز اسمت مانده اندر پرده در پرده ما روسیاهان را مدر