اسلمی

لغت نامه دهخدا

اسلمی. [ اَ ل َ ] ( ص نسبی ) منسوب باسلم بن افصی بن حارثةبن عمرو. ( انساب سمعانی ).
اسلمی. [ اَ ل َ ] ( اِخ ) ابوبرزه. رجوع بعبداﷲبن یعلی و فهرست تاریخ گزیده شود.
اسلمی. [ اَ ل َ ] ( اِخ ) برید ( بریدة )بن الخصیب. رجوع به برید شود.
اسلمی. [ اَل َ ] ( اِخ ) سلمةبن عمربن وهب. رجوع بسلمه... شود.
اسلمی. [ اَ ل َ ] ( اِخ ) عابد. عابدی بزمان رسول صلوات اﷲعلیه. ( عقدالفرید چ محمد سعید العریان ج 7 ص 13 ).
اسلمی. [ اَ ل َ ] ( اِخ ) عبداﷲبن یعلی، مکنی به ابوبرزة. رجوع بعبداﷲ بن یعلی شود.

فرهنگ فارسی

عبد الله بن یعلی. مکنی بابی برزه.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اسلمی (ابهام زدایی). اسلمی ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • ابوبرزه نضلة بن عبدالله اسلمی، نَضلة بن عبدالله بن حارث معروف به اَبوبَرْزه اَسْلَمی، صحابی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) و از یاران امام علی (علیه السّلام)• حمزة بن عمرو اسلمی، صحابی و راوی برخی احادیث رسول اکرم (صلی اللّه علیه وآله وسلم)• سبیعه دختر حارث اسلمی، سبیعة بنت الحارث الاسلمیة، از زنان صدر اسلام، صحابه و راویان حدیث
...

جمله سازی با اسلمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این حمله منجر به مصدومیت ای. جی شد در ماه آوریل ای. جی از مصدومیت برگشت و به گروه فورتان کمک کرد تا گروه ایمورتال را شکست دهند. سپس با تومی دریمر درگیر شد. دریمر در اون زمان به ایمورتال پیوسته بود بالی ری در جریان مسابقه ای. جی مقابل دریمر با زنجیر به ای. جی حمله کرد. بالاخره در اسلمی ورساری، بالی ری مقابل ای. جی برد و داستانشان تمام شد. در بونداف گلوری ای. جی دنیلز را برد تا داستانش با او هم تمام شه.