لغت نامه دهخدا
اسلحه دار. [ اَ ل ِ ح َ / ح ِ ] ( نف مرکب ) آنکه سلاح دارد. مسلح. || منصبی در دوره قاجاریه. رجوع به اسلحه دارباشی شود.
اسلحه دار. [ اَ ل ِ ح َ / ح ِ ] ( نف مرکب ) آنکه سلاح دارد. مسلح. || منصبی در دوره قاجاریه. رجوع به اسلحه دارباشی شود.
۱. سلاح دار، کسی که سلاح با خود حمل می کند.
۲. آن که مٲمور نگه داری سلاح ها است.
( اسم ) سربازی که مائ مور حفظ و حراست اسلحه است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سید مجتبی نواب صفوی فرزند جواد، ۲۹ ساله دارای عیال بدون اولاد ساکن تهران خیابان امیریه کوچه اسلحه دار باشی منزل نواب صفوی به موجب دادنامه شماره ۲۴۳–۲۸/۷/۲۷، دادگاه جنحه ساری که به شرح گزارش مأموران کلانتری تهران مشارٌالیه از دیدار آن استنکاف نموده به گناه ورود به عنف به دبیرستان ایران دخت به دو سال حبس تأدیبی و پنج هزار ریال غرامت نقدی… غیاباً محکوم گردیده…۲۵/۳/۳۰