عائذ

لغت نامه دهخدا

عائذ. [ ءِ ] ( ع ص ) پناه آورنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ):
این مرا زائر آن مرا عائذ
این مرا مخلص آن مرا دلدار.خاقانی.|| نو زاینده از آهو اسب و شتر و گوسپند و جز آن. ج، عُوذ و عوذان. ( منتهی الارب ).
عائذ. [ ءِ ] ( اِخ ) پدر بطنی از بنی ضبه است. ( منتهی الارب ).
عائذ. [ ءِ ] ( اِخ ) جدی است جاهلی که پسران وی بطنی از ربیعه از اعراب عدنانند، و موطن آنان بیابان حجاز است. ( الاعلام زرکلی ).
عائذ. [ ءِ ] ( اِخ ) ابن محصن بن ثعلبه ملقب به المثقب العبدی. از بنی عبدالقیس. شاعری جاهلی از مردم عراق بود و به عمروبن هند پیوست و او را درباره وی مدیحه هاست. نعمان بن منذر را مدح گفت. شعر اونیکو و در آن حکمت و رقتی است. ( از الاعلام زرکلی ).

فرهنگ عمید

پناه آورنده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - پناه آورنده. ۲ - نوزاینده ( آهو اسب شتر و غیره ).
ابن محصن بن ثعلبه ملقب به المثقب العبدی از بنی عبدالقیس شاعری جاهلی و از مردم عراق بود.

جمله سازی با عائذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این مرا زائر، آن مرا عائذ این مرا مخلص، آن مرا دل دار

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز