اسطع
لغت نامه دهخدا
اسطع. [ اَ طَ ] ( ع ص ) درازگردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( مهذب الاسماء ). درازگردن از شترمرغ و جز آن. ( منتهی الارب ).
اسطع. [ اَ طَ ] ( اِخ ) لقبی از لقب های اسبان، از جمله لقب اسب بکربن وائل، و هو ذوالقلادة ایضاً. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با اسطع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای مهر تو اسطع البراهین وی زلف تو اقطع الدلائل