استفزاز

مترادف‌ها

تحریک، برانگیختن، جنجال

متضادها

آرامش، تسلی، دلداری

لغت نامه دهخدا

استفزاز. [ اِ ت ِ ] ( ع مص )سبک گردانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). سبک گردانیدن ترس کس را. ( منتهی الارب ). دل دادن. || سبک شمردن. خوار داشتن. ( منتهی الارب ). سبک داشتن. || طلب خفت و خواری کردن. || از جای برکندن. ( منتهی الارب ). || از خانه بیرون کردن. || ترسانیدن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

سبک گردانیدن

جمله سازی با استفزاز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 استفزاز به معناى بيرون كردن به قهر و زور است، و معناى آيه روشن است.

💡 يستفز از ماده استفزاز به معنى بيرون راندن به زور و عنف است.

💡 رفتار تهاجم‌آمیز و کلمات گزنده طرف مقابل، نوعی استفزاز بی‌مورد بود که باعث شد بحث‌های دوستانه به مشاجرات لفظی بسیار شدید و بی‌نتیجه ختم شود.

💡 در دنیای سیاست، برخی کشورها با انجام حرکات نظامی مرزی، به دنبال ایجاد استفزاز برای جلب توجه افکار عمومی جهانی و فشار بر رقبای خود هستند.

💡 روانشناسان معتقدند که برای جلوگیری از رفتارهای پرخاشگرانه، باید از هرگونه استفزاز و تحریک احساسات منفی در تعامل با افراد حساس خودداری کرد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران