اسطبل
مترادفها
آغل، اصطبل
لغت نامه دهخدا
اسطبل. [ اِ طَ ] ( اِ ) کستوان. رجوع به اصطبل شود.
فرهنگ عمید
جای سرپوشیده برای نگه داری چهارپایان، به ویژه اسب، طویله.
فرهنگ فارسی
(ماخوذازیونانیطویله، جای بستن چهارپایان، جای آرامش ستوران، بعربی نیزاسطبل یااصطبل میگویند
( اسم ) جایگاه ستوران جای آرامش چارپایان طویله.
جمله سازی با اسطبل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سال ۱۹۱۳ چادویک با هانس گایگر در دانشکده فنی دانشگاه برلین مشغول به همکاری شد. او با ارنست رادرفورد نیز، کار میکرد. در جنگ جهانی اوّل، او در آلمان بود و در اردوگاهی، خارج از برلین، حضور داشت؛ در حالی که آزادانه، در آزمایشگاهی، در اسطبل، به آزمایش میپرداخت. او به کمک چارلز الیس بر روی یونیزاسیون فسفر و همچنین، برعکس واکنش شیمیایی کلر مونواکسید کربن، مشغول به کار شد.
💡 این شهر زیرزمینی قابلیت جا دادن به ۲۰۰۰۰ نفر را دارد و همچنین دارای تمامی امکاناتی است که در دیگر شهرهای زیرزمینی در منطقه کاپادوکیه یافت میشود. این امکانات شامل اتاقهای شراب سازی و روغن کشی، اسطبل، زیرزمین، انباری، سالن غذاخوری و معبد میباشد. شهر زیرزمینی درینکویو دارای یک اتاق منحصربهفرد وسیع با سقف طاقی در طبقه دوم نیز میباشد. از این اتاق به عنوان یک مدرسه تعالیم دینی استفاده میشدهاست.
💡 مجموعه ساختمانی است متشکل از چند باب خانه و یک باغ و ملحقاتی چون انبار و اسطبل و کارگاه قالیبافی که این مجموعه حدود ۱۵۰ سال پیش طراحی و به مرور زمان ساخته شدهاست. مهمترین بنای این مجموعه اُرُسی گل است با رسم و نقاشیهای روغنی و گچ بری و دربهای نفیس.
💡 در اطراف این حمام در گذشته چندین مهمانسرای زیبا و باستانی، یک میدان نسبتاً بزرگ، یک باغ کهن و یک اسطبل دوطبقه وجود داشته که محل نگهداری اسبان خوانین بودهاست. در حال حاضر تنها حمام و میدان جلوی آن باقی ماندهاند. بقیه بناها و باغچه اطراف حمام متأسفانه بر اثر مرور زمان و کوچ صاحبان اولیه و عدم توجه سازمان میراث فرهنگی از بین رفتهاند.