اسخی
مترادفها
بخشنده، کریم، سخی
متضادها
بخیل، خسیس
لغت نامه دهخدا
اسخی. [ اَ خا ] ( ع ن تف )نعت تفضیلی از سخی. سخی تر. باسخاوت تر. جوانمردتر.
فرهنگ فارسی
سخی تر، باسخاوت تر، بخشنده تر، جوانمردتر
( صفت ) ۱ - سخی تر جوانمردتر بخشنده تر. ۲ - با گذشت تر.
جمله سازی با اسخی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جهانجوی اعلی و مخدوم اعدل جهانبخش اسخی و دارای احکم