استهزی

لغت نامه دهخدا

استهزی. [ اِ ت ِ ] ( از ع، مص ) مماله استهزاء:
نبود با ودیعت استحقار
نبود با شریعت استهزی.ابوالفرج.همی کند هنرش بر زمانه استخفاف
همی کند نسبش بر ستاره استهزی.ادیب صابر.

جمله سازی با استهزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طعنه ها در شعر استادان زنم من بدین دانش ز استهزی کیم