اساره

لغت نامه دهخدا

( آساره ) آساره. [ رَ / رِ ] ( اِ )حساب. و ظاهراً این صورت تصحیف آمار و آماره است.
( اسارة ) اسارة. [ اِرَ ] ( ع مص ) اِسارت. راندن. ( منتهی الارب ). || بستن کسی را. || دستگیر شدن. دستگیری. در تداول فارسی زبانان بمعنی اسار و اسیری و بردگی است و به این معنی در لغت عربی اسار بدون تاء است.
اساره. [ اِ رَ ] ( ع مص ) رجوع به اسارة شود.

فرهنگ فارسی

( آساره ) حساب

فرهنگ اسم ها

اسم: آساره (دختر) (لری) (کهکشانی) (تلفظ: āsāre) (فارسی: آساره) (انگلیسی: asare)
معنی: ستاره، ( لری، دزفولی ) ستاره

جمله سازی با اساره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که چون کرد به اساره عزم رحیل شد از شهر نمرود بیرون خلیل

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز