ازو جز

لغت نامه دهخدا

ازو جز. [ اَ ج ُ ] ( حرف اضافه + ضمیر + حرف اضافه ) جز از او:
جز او هرگز اندر دل من مباد
ازو جز بر من میارید یاد.فردوسی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) (در تداول عوام و زنان ) تضرع زاری خواهش همراه با نهایت درماندگی.

جمله سازی با ازو جز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتم از خدمتش مرا خیرست گفت ازو جز بخیر نیست مآب

💡 بی بوی صحبت تو مریض فراق را گر نکهت گل است ازو جز صداع نیست

💡 بنگر از هرچه آفرید خدای تا ازو جز سخن چه ماند به جای

💡 مطیعان آن خانهٔ ارجمند نبینند ازو جز گداز و گزند

💡 فراوان بخت خود را آزمودم ازو جز خسته و غمگین نبودم

💡 الا ای برآورده پادشاه ازو جز که وی خواهد از وی مخواه

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز