ازمن

لغت نامه دهخدا

ازمن. [ اَ م ُ ] ( ع اِ ) ج ِ زَمَن و زمان. روزگارها و وقت های قلیل یا کثیر.

فرهنگ فارسی

روزگارها و وقت های قلیل یا کثیر

جمله سازی با ازمن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو همی‌گیری پناه ازمن به حق من نگاریدهٔ پناهم در سبق

💡 گل ازمن دلش سخت رنجیده است که حق دارد و بد ز من دیده است

💡 که نه من بلکه هر زمان ازمن عشق میگوید این سخن را هم

💡 بگفت این به سربازی ازمن نکوست نگیریم سری را که دادم به دوست

💡 شأن والای عشق، از من پرس نرخ کالای عشق، ازمن پرس

💡 جدایی همی جویی ازمن ولیکن ترا گر بشاید مرا می نشاید

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز