ازلم

لغت نامه دهخدا

ازلم. [ اَ ل َ ] ( ع ص ) بعیر اَزلم؛ شتر کناره گوش بریده. مؤنث: زَلماء. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

بعیر ازلم: شتر کناره گوش بریده

جمله سازی با ازلم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیرون نشود عشق توام تا ابد از دل کاندر ازلم حرز تو بستند به بازوی

💡 امروز جنون تب عشق تو ندارم صبح ازلم پنبهٔ داغ ‌کهنی بود

💡 منکه نور ازلم تا ابد از پرتو خویش روشنی بخش جهانم تنناها یاهو

💡 من نه امروز به مهر تو مقید شده ام که ز روز ازلم داعیه عشق تو خاست

💡 من که زبان جهان در ازلم شد لقب در صفتش خویش را یافتم الکن زبان

💡 بیا که از ازلم با تو آشنائی هست زعکس روی تو در دیده روشنائی هست