ازارش
کلمهی «آزارش» در فارسی اسم مصدر از فعل «آزار دادن» است و به معنای آزار، آزردگی یا رنجش اشاره دارد. این واژه نشاندهنده حالتی است که فردی باعث ناراحتی، رنج یا آسیب روانی یا جسمی دیگری میشود و میتواند شامل رفتارها، گفتار یا اعمالی باشد که موجب آزردگی دیگران میگردد. از نظر معنایی، این واژه با مفاهیمی مانند آزار، رنجش، زیان و آزردگی هممعنی است و نقش آن در متن، بیان شدت یا کیفیت ناراحتی و اثر عمل آزاردهنده است. به طور کلی، «آزارش» نه تنها به معنای رنجش فیزیکی بلکه به مفهوم آزردگی روانی و معنوی نیز به کار میرود و در شعر و نثر کلاسیک فارسی جایگاه ویژهای دارد.
متضادها
سود، نفع، آرامش، لذت
لغت نامه دهخدا
( آزارش ) آزارش. [ رِ ] ( اِمص ) آزار:
چنان داشتم ملک را پیش و پس
که آزارشی نامد از من بکس.نظامی.( این کلمه جز در بیت مذکور دیده نشده و ظاهراً بتسامحی که از نظامی معهود است بقیاس بر سایر اسم های مصدر ساخته شده است ).
فرهنگ عمید
( آزارش ) آزار، آزردگی، رنجش: چنان داشتم ملک را پیش و پس / که آزارشی نامد از کس به کس (نظامی۵: ۱۴/۹ ).
فرهنگ فارسی
اسم مصدراز آزاردن، آزار، آزردگی
جمله سازی با ازارش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ترک بحیرت ز زن دلفروز باز بکف بند ازارش هنوز
💡 مست شد و بند ازارش گشود دست [زدو] عقده ز کارش گشود
💡 اول از خوناب دل رنگین ازارش بستمی بعد از آن از زعفران رخ حنوطش سودمی