اریزه

مترادف‌ها

شکایت‌نامه، دادخواست، تقاضانامه

لغت نامه دهخدا

اریزه. [ اَ زَ ] ( اِخ ) شهرکیست باسپانیا، داخل در حدود ارگن، و در حوالی این شهر غارهائی است که در قدیم مسکون بوده است و بخش غالب این شهر صخره است و رنگ خاک سرخ است که بسیاهی زند و نهر شلون از آن گذرد و آب آن بسرخی مایل است و بین اریزه و شنتامریه خرابه های مدینه ایبریه قدیم است که گمان برند همان مدینه ارکوبریقه باشد. ( حلل السندسیة ج 2 ص 86 و 90 و 261 ).

فرهنگ فارسی

شهرکیست باسپانیا

جمله سازی با اریزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اگرچه ضایعات تاولی مانند زونا ردپایی بس طولانی در متون مکتوب پزشکی دارند، با وجود این تمایز زونا از بیماری‌هایی همچون آبله و اریزه‌پلاس و ارگوتیسم در اواخر قرن هجدهم با فعالیت ویلیام هبردن امکان‌پذیر گشت.[نیازمند منبع]

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران