لغت نامه دهخدا
ارکان حرب. [ اَ ن ِ ح َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) هیئت صاحب منصبان که اداره سپاهیان را متعهد است. ستاد. ( فرهنگستان ).
ارکان حرب. [ اَ ن ِ ح َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) هیئت صاحب منصبان که اداره سپاهیان را متعهد است. ستاد. ( فرهنگستان ).
هیئت صاحب منصبان که اداره سپاهیان را متعهد است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۵- لشکر غرب به مرکزیت همدان تحت فرمان به فرماندهی میرپنج احمدآقا خان امیراحمدی و ریاست ارکان حرب نایب سرهنگ فرجالله آقاولی: ۵۵۱ صاحبمنصب، ۴۰۶۵ سرباز و ۱۱۵۱ رأس اسب
💡 ادارهٔ دوم ستاد بزرگارتشتاران، یک ادارهٔ جاسوسی، اطلاعاتی و ضداطلاعاتی در دوران حکومت پهلوی بود. در آغاز، این سازمان «رکن دوم ارکان حرب کل قشون» و بعداً «رکن دوم ستاد ارتش» نامیده میشد. این ادارهٔ اطلاعاتی در دورهٔ رضا شاه پهلوی توسط افسران نخبهای که پیش از جنگ جهانی دوم در فرانسه آموزش میدیدند، ایجاد شد. این سازمان بعدها خدماتی نیز از سوی سرویسهای مخفی بریتانیا دریافت میکرد.
💡 پس از تشکیل قشون متحدالشکل، سرتیپ امانالله میرزا به ریاست ارکان حرب (ستاد) قشون برگزیده شد. وی فرمانده قوای اعزامی به آذربایجان جهت دفع خطر اسماعیل آقا سیمیتقو بود که با کسب پیروزی در نبرد شکریازی قلعه چهریق را به تصرف قوای دولتی درآورد و نشان ذوالفقار گرفت و به درجهی سپهبدی ارتقاء یافت.