لغت نامه دهخدا
ارمنه. [ اَ م ِ ن َ ] ( اِخ ) شهری بزرگ است [ از ارمینیه ] و آبادان و با نعمت بسیار. ( حدود العالم ).
ارمنه. [ اَ م ِ ن َ ] ( اِخ ) شهری بزرگ است [ از ارمینیه ] و آبادان و با نعمت بسیار. ( حدود العالم ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دوران پادشاهی کیخسرو مردم ارمنه به درگاه او میروند و از او درخواست میکنند که آنها را از گرازانی که به مزارعشان حمله کرده بودند نجات دهد. کیخسرو نیز وعده میدهد که به پهلوانی که داوطلب این کار شود پاداش خوبی خواهد داد. اما از میان پهلوانان و زودمندان تنها بیژن، فرزند گیو، داوطلب میشود. پدر او به مخالفت بلند میشود اما بیژن اعلام میکند که توانایی این کار را دارد.
💡 در فارسی به رهبر ارشد کلیسای ارمنه نیز جاثلیق گفته میشود.